تبلیغات
Banooyeshomali - خدایا ......کار، کار توست
 
Banooyeshomali
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ماتیسا
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ژاپن موزیک
شنبه 28 بهمن 1396 :: نویسنده : ماتیسا
خدایا !

کار،کار توست

تویی که عشق ورزیدن را و دوست داشتن را در وجود انسان به ودیعت نهاده ای.

تویی که این نیاز را آفریده ای و این عطش را دامن زده ای!

اگر تو نمیخواستی که ما دوست داشته باشیم و دوست داشته شویم بی تردید گوهر و جوهر عاطفه را در دل ما تعبیه نمیکردی 

و شاید آدمی را نیز _ بی این گوهر_ نمی آفریدی.

امااااااا

اماااااا

ما آدمیان در مصداق اشتباه میکنیم

بیراهه میرویم، سهل می انگاریم، ساده می پسندیم و عطشی را که برای آبی زلال

آفریده شده است، به آبی آلوده مرتفع میکنیم....و مرتفع نمی شود

آن عطش، عطشی نیست که با این آبهای آلوده خاموش شود

و باز ما می مانیم و احساس کشنده ی سردرگمی و یاس و بی پناهی.

من خودم وقتی بیانیه ی معطر گلها در هوا منتشر می شود، به آنها دل می بندم.

و بعد ......

وقتی ساعتی بعد پژمرده می شوند، افسرده می شوم.

مگر همین دیروز نبود که من به امید آب دل به جایی بستم و نزدیکتر که شدم جز سراب نیافتم.

خدایا!

این درد را به که می توان گفت جز تو

که جز تو هیچ معشوقی اغوایمان نمیکند.

جز در خانه ی تو هیچ دری به زدن و گشودن نمی ارزد.

جز خانه ی تو همه ی خانه ها بر ساحل باد بنیان شده است.

و جز زلال عشق تو هیچ آب نمایی عطش بی کران ما را فرو نمی نشاند.

خدایا!

تو که رقص فریبنده ی سراب را در پیش چشمهای عطشناک طالب آب می فهمی

تو باید کاری بکنی.

کار، کار توست 

*** خدایا ***

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 17 فروردین 1397 11:25 ب.ظ
سلاااااااااام خاخر جان عزیزم
ماتیسا سلام کیجا مازنی جان
خله خله خاش بیمویی
شنبه 5 اسفند 1396 11:01 ق.ظ
مرسی
ماتیسا خواهش میکنم پسرم
یه بار هم دلم خواست آهنگم به سلیقه ی پسرم باشه خب
دوشنبه 30 بهمن 1396 06:20 ق.ظ

سلام ای دوست

بودنت سبز ودلت سبزو

حضورت سبز

خانه ات گرم

دلت در آرامش الهی

چراغت روشن

روزگارت بر وفق مراد

توسن بخت برایت رام

دست خوشبوی خدا همراهت

سلام صبحتون به نیکی و با

نشاط .. ..
ماتیسا سلام
یکشنبه 29 بهمن 1396 07:53 ب.ظ
روز پدر به بابات جوراب هدیه میدى بعد ولنتاین به عشقت ساعت رولکس؟؟
اوف بر تو، همانا از زیانکارانى
==============================
هیچی بدتر از یه دوست پسر شکاک نیست
بیشعور اینقد گیر میده که مجبور میشی با دو تای دیگه کات کنی...
خب نفهم درک کن…
یکیتون پولدارین
یکیتون خوشگله
یکیتون هم مهربون دیگه
همتون همه چیو با هم ندارین که
یکشنبه 29 بهمن 1396 07:28 ب.ظ
«دارو» و «دوست»...؛
هر دو دردها را تسکین می‌دهند...
با این تفاوت كه «دوست»...
نه قیمت دارد؛
نه نیاز به بیمهٔ حمایتی ؛
چون خودش حمایت است...!
نه مقدار دارد ؛
نه تاریخ انقضا ،
بلكه هر چه قدیمی‌تر باشد ، اثرش عمیق‌تر و شفابخش‌تر است...!
هر دارو برای دردی مؤثر است ، و برای یک درد دیگر مُضِر...؛
اما دوست ، بر هر دردی دواست...! درود بر همه ی دوستان خوب
ماتیسا سلام بر شما دوست خوب مجازی
یکشنبه 29 بهمن 1396 06:43 ب.ظ
خدای خوبم
به حق این شب زیبا
به حق مهربانیت
به حق بزرگی و جلالت
غم و غصه را ازدل عزیزانم دور کن
لبشون روخندان
دردهاشون رو درمان
ودلشون روآروم کن

شب بخیر
ماتیسا سلام آبجیم
صبح شما بخیر
یکشنبه 29 بهمن 1396 05:35 ب.ظ
یارب ز شراب عشق سرمستم کن
وز عشق خودت نیست کن و هستم کن
از هرچه بجز عشق خودت تهی دستم کن
یکباره به بند عشق پابستم کن ❤️
خواجه عبداِلله انصاری
ماتیسا
یکشنبه 29 بهمن 1396 05:32 ب.ظ
سلاام بر ابجی دنیایی خوبم.. خوش امدی به وب خودت.. امیدوارم حال خودت و دلت خووب باشه
ماتیسا سلام بر داداش روح اله ی گرامی
منم امیدوارم که حال دلم همیشه خوب باشه
ممنون بابت محبتت داداش
یکشنبه 29 بهمن 1396 11:36 ق.ظ
سلام آبجی جون
میبینیم که قصد خونه جدید کردین
ان شالله که بهترینش نصیبتون بشه
ماتیسا سلام آبجی
آره
اگه همه چی به خیر و خوشی پیش بره قصد خرید خونه ی جدید رو کردیم
یکشنبه 29 بهمن 1396 11:31 ق.ظ
هر صبح
طلوع دوباره خوشبختی
و امید دیگری است
بگشای دلت را به مهربانی
و عشق را در قلبت مهمان کن
بی شک شکوفه های خوشبختی
در زندگیت گل خواهد کرد

سلام
صبحتون بخیر روزتون خدایی
ماتیسا سلام آبجی
روز شما بخیر
یکشنبه 29 بهمن 1396 11:21 ق.ظ
سلام.
رسیدنتون بخیر...
امیدوارم حالتون خوب باشه.
ماتیسا سلام
سلامت باشی عزیزم
ممنون از محبتت
یکشنبه 29 بهمن 1396 08:04 ق.ظ
سلام آجی جون صبح شما بخیر خوبی چه خبرا . رسیدن بخیر . خوشحال شدم دوباره دیدمت . چای نباتو من زدم تو رگ شما چی زدی ؟مهندس نازنازو چطوره خوبه
ماتیسا سلام داداش
نوش جانتون
خانم مهندس هم حالش خوبه
یکشنبه 29 بهمن 1396 06:25 ق.ظ

زندگی
دفتر نقاشی کوچکیه
که هر روز
با مدادهای رنگی
پراز نقش‌های تازه می‌شه
روزهاتون،پراز تصویرهای قشنگ
صبح یکشنبه تون زیبا...

ماتیسا سلام
صبح شما هم‌بخیر
شنبه 28 بهمن 1396 09:42 ب.ظ
الان حرم بودم ویژه واسه ابجیم دعاهای خوبی کردم و امیدوارم کارت درست بشه هم مادی هم معنوی چون من دوتاشو تاکید دارم که باید بشه
ماتیسا سپااااااااااااااس
الهی آمین
شنبه 28 بهمن 1396 09:41 ب.ظ
عه واااا معلم اینجاس که[فرار کردن به طرف افق]
ماتیسا آاااااااااره اینجاست
بدو داداش تا بهت نرسیده
شنبه 28 بهمن 1396 08:39 ب.ظ
من برای خودم خط هایی دارم...

دور بعضی چیزها
زیر بعضی چیزها
و روی بعضی چیزها

گاهی خط قرمز
گاهی خط زرد
و گاهی خط سبز

دور بعضی آدمها را خط قرمز کشیده ام
آنها که همیشه سهمی از حس خوبم را به تاراج میبرند...
حسودها ..خودبین ها و مهمتر از همه

آنها که همیشه به من دروغ گفتند.....

زیر بعضی ها را خط زرد میکشم....
آدمهایی که تکلیفت را با آنها نمیدانی.
مثل فصلها رنگ عوض میکنند و اعتباری نیست نه به تحسین و نه به تکذیبشان....

روی بعضی چیزها و آدمها را با برگهای سبز خطی میکشم, سبز سبز تا یادم بمانند و یادگار همیشگی ذهنم باشند....

آدمهایی ک شاید همه ی فرقشان و خاص بودنشان در نگاه و کلامشان باشد....

آدمهایی که ساده ی ساده فقط دوستشان دارم

این آدمها را باید قاب گرفت و از مژه ها آویخت تا جلوی چشمت باشند

،تا وجب به وجب نگاهت را شکرگزار بودنشان باشی....
ماتیسا
ممنون بابت کامنت زیبات داداش
شنبه 28 بهمن 1396 07:59 ب.ظ
در خیالم با خیالت بی خیال عالمم
تا که هستی در خیالم
با خیالت خوش خیال عالمم

ماتیسا
شنبه 28 بهمن 1396 06:40 ب.ظ
خب اگه من زاهدان موندگار شم که دخترای اونجا عاصی میشن
البته زاهدان نمیشه به دخترا چپ نگا کرد.مردم خیلی حساس و با غیرتن رو دختراشون.
ماتیسا اگه جرات داری بهشون چپ نگاه کن
شنبه 28 بهمن 1396 06:07 ب.ظ
گفت : زندگی مثه نخ کردنه سوزنه!
یه وقتایی بلد نیستی چیزیو بدوزی، ولی چشات انقد خوب کار میکنه که همون بار اول سوزن رو نخ میکنی،
اما هر چی پخته تر میشی، هر چی بیشتر یاد میگیری چجوری بدوزی، چجوری پینه بزنی، چجوری زندگی کنی،
تازه اون وقت چشات دیگه سو ندارند
گفتم : خب یعنی نمیشه یه وقتی برسه که هم بلد باشی بدوزی، هم چشات اونقد سو داشته باشن که سوزن رو نخ کنی؟
گفت: چرا، میشه، خوبم میشه
اما زندگی همیشه یه چیزیش کمه
گفتم چطور مگه؟
گفت : آخه مشکل اینجاست، وقتی که هم بلدی بدوزی، هم چشات سو داره،
تازه اون موقع میفهمی
نه نخ داری، نه سوزن ...
ماتیسا زیبا و تامل برانگیز
شنبه 28 بهمن 1396 06:02 ب.ظ
حالا که یواشکی به سید گفتی به من اعتماد نداری ، پس صبر کن بابام بیاد
ویلاتون رو بخره...
قیمت ویلای جمع و جور الان چقدر هست ؟؟
شنبه 28 بهمن 1396 05:09 ب.ظ
آبجی خودت می دونی که من شوخی میکنم. البته دخترای محله عاصی شدن از دستم.زیاد خواستگاری کردم ازشون خخخخ
ماتیسا دخترای محله دعا میکنن یه جورایی تو همون زاهدان و کردستان موندگار شی تا از دستت خلاصی پیدا کنن
شنبه 28 بهمن 1396 03:52 ب.ظ
ان شاالله روزی که صاحب یه خونه ی خوشگل تووی ساری یا رامسر و یا کلاردشت شدی واسم یه غذای خوشمزه درست میکنی و من با عشقم میام خونتون بعدشم کنگر میخورمو لنگر میندازم
ماتیسا ان شاء الله داداش
شنبه 28 بهمن 1396 03:47 ب.ظ
هر شرکت و ارگانی که فکر شو بکنی و رشته م بخوره مدارک دادم.
دخمل چطوره

منظور دارم بنظرت؟
ماتیسا نه اتفاقا اصلا منظوری نداری
شنبه 28 بهمن 1396 03:35 ب.ظ
آبجیم با همه ی وجودم درک میکنم و میدونم که سخت نیازمند و محتاجی و واسه همینه که در حرم بانو ویژه به یادت هستم
ماتیسا ایشالا یه روز جبران کنم همه ی این خوبیهات رو داداش
شنبه 28 بهمن 1396 03:34 ب.ظ
ههههه معلم بیچاره
باباشو از کجا میشناسی؟
ماتیسا خودش رو که نمیشناسم
از تعریفای پسرش ( آقا معلم) شناختمش
شنبه 28 بهمن 1396 03:20 ب.ظ
وظیفمه و باید انجام بدم
حرم بانو بازم به یادت بودم وقتی رفتم و ازش بهترینا رو واست خواستم
ماتیسا ممنونم داداشم
ایشالا که دعاهات در حقم مستجاب بشه که خیلی بهش محتاجم
شنبه 28 بهمن 1396 03:14 ب.ظ
والا از چابهار اومدم زابل و زاهدان.چندروز دیگه برمی‌گردم به مازندران.
چند ارگان مدارکم و تحویل دادم.تو مازندران پیگیرم.خیلی امیدوارم ب هدفم برسم
ماتیسا مگه میخوای چیکار کنی که همه جا بردی مدارکت رو ؟؟
ایشالا که تو همین مازندران خودمون یه شغل خوب و نون و آبدار گیرت میاد داداش
شنبه 28 بهمن 1396 03:11 ب.ظ
سلام آبجی
خوبی
نگرانت بودم.فک کردم دیر تر از اینا برگردی.خیلی خوشحال شدم.امیدوارم گرفتاری‌ای ابجیم برطرف شده باشه...

دخمل چطوره
ماتیسا سلام داداشم
ممنون از لطف و محبتت داداشم
منم خوشحالم که حالت خوبه و میتونم تو نت سراغت رو بگیرم
گرفتاری که همیشه هست داداش
بایست یاد گرفت باهاش کنار اومد
دختری هم خوبه خدا رو شکر
شنبه 28 بهمن 1396 03:10 ب.ظ
ایش به حرفای معلم گوش نکن همه ش دنبال تفسیره
به زور میخواد استخاره بگیری تفسیر کنه
ماتیسا به حرف معلم گوش نمیدم
به حرف پدر گرامیشون گوش میدم
ایشون قراره استخاره بگیره برام
بیا در گوشتون بگم داداش یه وقت این آقا معلم نشنوه
( راستش خودمم به تفسیر آقا معلم اعتماد ندارم )
در عوض به پدرشون خیلی اعتماد دارم
شنبه 28 بهمن 1396 03:09 ب.ظ
سلام مه خاخرجان
خوبی؟
از خدا سلامتی و آرامشتو میخوام
ماتیسا سلاااااام داداشم
ممنونم بابت همه ی دعاهای خیری که در حقم داشتی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30