Banooyeshomali
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ماتیسا
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ژاپن موزیک
دوشنبه 16 بهمن 1396 :: نویسنده : ماتیسا
دورهمی این ماه با همه ی دورهمیهای دیگه مون فرق داشت 
بقیه رو نمیدونم اما برا من که خیلی مفید و پرخاصیت و پرخاطره بود 
قبلش که خیلی پرچالش بود برا برگزاریش 
هر بار بخاطر غیبت چند تا از اعضا دورهمی موکول میشد به هفته ی بعد 
این روند تا سه هفته ادامه داشت 
در این بین من تنها کسی بودم که از تاخیر دورهمی معترض میشدم 
به سختی هم تونستم به دوستانم بفهمونم که چرا مخالفم 
یکی از دوستان خیلی صمیمیم تو هفته اول غیبت داشت و از من دلخور شد که از تو انتظار نداشتم بدون من راضی به برگزاری جلسه باشی 
منم کلی براش روضه خوندم که منظور من چیز دیگه ایه 
هفته ی دوم که اکثر بچه ها مخصوصا صاحب خونه دعوت به عروسی بودیم 
هفته ی سوم هم بخاطر غیبت دو تا از بچه ها در شرف کنسل شدن دورهمی بودیم که من تو گروه دوباره مخالفت کردم 
با کلی دلیل و منطق به اونی نمیتونست شرکت کنه فهموندم که من خیلی خیلی خوشحال میشم که تو جمع دورهمی همه ی بچه ها حضور داشته باشن و مطمئنا به همگی بیشتر خوش خواهد گذشت 
اما اینکه هر هفته چند نفری غایب باشن اجتناب ناپذیره و حق مقدم با اکثریته 
اگه اکثرا حضور داشته باشن جلسه بایست برگزار شه 
و اگه چنانچه اکثرا غائب باشن جلسه کنسل باشه 
دیدن حرفم منطقیه بالاخره طلسم شکسته شد و برنامه ی دورهمی برگزار شد 

جلسه خونه ی مدیر جلسه و مدیر گروه تلگرام همکلاسبها که باسوادترین و آرام ترین و منطقی ترین فرد گروهمونه برگزار شد 
خونه ی مریم جون تنها جاییه که برا رفتن بایست با ماشین بریم برا همین همه ی بچه ها قرار گذاشتیم با همدیگه از در خونمون راه افتادیم 
خیلی عالی بود  اولین بار بود که همه با هم رسیدیم به دور همی 
جدای از مهمون نوازی خیلی عالی و بگو بخند های همیشگی در کمال ناباوری متوجه شدیم که شوهرجانشون تو اتاق خوابه
پرسیدیم شوهرت رو کجا فرستادی 
گفت تو اتاق خواب گرفته خوابیده 
فکر کردیم شوخی میکنه 
دیدیم نه اتفاقا خیلی هم جدی گفته و بعله شوهرجانش تو خونست 
اولش درک نمیکردیم که چرا شوهرش از خونه نرفته بیرون 
اما یه خورده که فکر کردیم دیدیم اصلا چه معنی داره شوهر رو بخاطر دورهمی دوستانه از خونه اخراج کنیم 
بیچاره شوهرای ما که چه ظلمی در حقشون کرده بودیم  گوششون رو گرفته بودیم و گفتیم برو بیرون  تا دوستامون اینجان بر نگرد خونه خخخخخخخخخخخخخخ

البته نا گفته نماند که شوهر جان دوست جان عزیزم  دکترای روانشناسی دارن و خودشون هم نویسنده ی چند کتاب روان شناسی هستن 
آخرای جلسه بود که به گوشی خانمش زنگ زد و اجازه خواست وارد جمع ما بشه 
یه جورایی هم میخواست با دوستان خانمش آشنا شه و هم که به خانمش کمک کنه و بحث روانشناسی ما رو که در قالب دوستانه مطرح میشه همیشه جمع کنه و از اطلاعاتش ما هم سود و بهره ای ببیریم 
برا همه جالب بود که جمع دوستانه ی ما اونقدر مهم شده بود که یک استاد مشاور پایان جلسه رو بدست گرفت 
نه تنها من  که رضایت رو تو چهره ی همه ی اعضای گروه همکلاسیها دیدم 
دوست جان و شوهر جانش سورپرایز قشنگی برا مهمونیشون ترتیب داده بودن 
مریم جان ممنونم ازت بابت روز قشنگی که برامون ترتیب دادی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 20 بهمن 1396 10:43 ب.ظ

خدﺍﻭﻧﺪﺍ ﺩﻭ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﮕﯿر:
ﺧﻮﺩﻣﺤﻮﺭﯼ ﻭ ﻏﺮﻭﺭ

ﮐﻪ ﺍﻭﻟﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻦ می گیرﺩ ﻭ ﺩﻭﻣﯽ ﭘﺎﮐﯿﻢ ﺭﺍ...

ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ﺩﻭ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﺍﺭﺗﻘﺎﺀ ﺑﺒﺨﺶ:
ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻭ ﺻﺒﺮ

ﮐﻪ ﺍﻭﻟﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ مى كند
ﻭ ﺩﻭﻣﯽ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺰﺩﯾﮏ مى كند ...

ﺧﺪﺍﯾﺎ ﮐﻤﮑﻢ ﮐﻦ ﺑﻪ ﺩﻭ ﭼﯿﺰ ﻣﺒﺘﻼ ﻧﮕﺮﺩﻡ:
ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﻭ ﻧﺎﺳﭙﺎﺳﯽ

ﮐه ﺍﻭﻟﯽ ﭘﺎﮐﯽ ﺟﺴﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻦ مى گیرد
ﻭ ﺩﻭﻣﯽ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﺭﻭﻥ ﺭﺍ ..
ماتیسا
جمعه 20 بهمن 1396 01:55 ب.ظ
ببخشید سلام ندادم...
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
خوی آبجی؟
میدونم امروز روز تعطیله و در خدمت خاخواده تشریف دارید.. هوای آقا رو بیشتر داشته باشید
ماتیسا سلاااااااااام داداشم
هیچ اشکالی نداره ما چه با سلام چه بی سلام قبولت داریم
هواشو دارم بدجووووووووووووووور
جمعه 20 بهمن 1396 01:54 ب.ظ
با دوستم تو آمریکا صحبت میکردم؛ خونه خریده، زن کلمبیایی داره، ترفیع گرفته!
پرسید: تو چه خبر؟

به نظرتون بهش بگم قاب گوشیمو عوض کردم؟
ماتیسا با دوستت صادق باش و بهش بگو که با قاب گوشیت چقدر داره بهت خوش میگذره
جمعه 20 بهمن 1396 01:53 ب.ظ
رو در هیچ آرایشگاه مردانه ای ننوشته ورود خانوما ممنوع
.
.
.
.
.
.
.
از بس که ما فهمیده ایم
ماتیسا شما فهمیده این یا ما خانما که خودمون میدونیم نبایست وارد آرایشگاه مردنه بشیم و نیاز به تذکر نداریم؟؟؟
جمعه 20 بهمن 1396 01:53 ب.ظ
گرگه میره دم خونه شنگول منگول در میزنه

یه دفعه خرسه گریه کنون میاد بیرون میگه: بابا تو مارو کشتی

الان اینا ۲۰ ساله از اینجا رفتن !

بیشعور کثافت ولمون کن دیگه

گرگه میگه : خیلی بیشعوری برات نذری آوردم!
ماتیسا واقعا که خیلی بیشعور بوده زود قضاوت کرده
جمعه 20 بهمن 1396 06:37 ق.ظ
ی کریمی که بخشندهٔ عطائی
و ای حکیمی که پوشندهٔ خطایی
و ای صمدی که از ادراک ما جدایی
جان ما را صفای خود ده
و دل مارا هوای خود ده
و ما را از فضل و کرم خود
آن ده که آن به
صبح آدینه روز شما پر از نگاه خداوند

خواجه عبدالله انصاری .. .
ماتیسا سلام داداش
عصر شما بخیر
پنجشنبه 19 بهمن 1396 08:30 ب.ظ
حرف ها دارم اما ... بزنم یا نزنم ؟

همه ی حرف دلم با تو همین است که « دوست ... »
چه کنم ؟ حرف دلم را بزنم یا نزنم ؟

عهد کردم دگر از قول و غزل دم نزنم
زیر قول دلم آیا بزنم یا نزنم ؟

گفته بودم که به دریا نزنم دل اما
کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم ؟

از ازل تا به ابد پرسش آدم این است :
دست بر میوه ی حوا بزنم یا نزنم ؟

به گناهی که تماشای گل روی تو بود
خار در چشم تمنا بزنم یا نزنم ؟

دست بر دست همه عمر در این تردیدم :
بزنم یا نزنم ؟ ها ؟ بزنم یا نزنم ؟

#قیصر_امین_پور

ماتیسا
ممنون بابت کامنتای قشنگت
پنجشنبه 19 بهمن 1396 06:14 ق.ظ
سلام عزیزان...
گلچینی از زیباترین
گل‌های عشق را در
زورقی از دعا میگذارم
و مزین بہ روبانی از آمین
تقدیمتان میکنم
روزتون شاد و زیبا

ماتیسا سلام روزتون بخیر
چهارشنبه 18 بهمن 1396 07:55 ب.ظ
سلام
ممنون از احوالپرسیتون
خوبم خداروشکر...شما خوبید؟
ماتیسا سلام گلم
خواهش
وظیفه ست
خدا رو شکر که خوبی منم خوبم
چهارشنبه 18 بهمن 1396 07:48 ب.ظ
داروسازه میاد می بینه
یه نفر محکم چسبیده به دیوار داروخونه و تكون نمی خوره.
به شاگردش میگه: چشه؟

میگه: سرفه میكرد، شربت سینه نداشتیم
به جاش بهش ملین دادم...
داروسازه میگه:
فكر میكنی ملین ربطی به سرفه داشته باشه؟
شاگردش میگه: آره،
این الآن دیگه از ترس اسهال،
جرأت نداره سرفه كنه
ماتیسا
خیلی باحال بود
چهارشنبه 18 بهمن 1396 07:32 ب.ظ
آبجی دنیا خوشحالم که حالتون خوبهههه
ماتیسا سپاس از لطفت داداش
چهارشنبه 18 بهمن 1396 07:11 ب.ظ
[افتخار شدید به دنیابانو]
ماتیسا (تشکرات ویژه از دادش سید)
چهارشنبه 18 بهمن 1396 06:34 ب.ظ
سوال کنکور سراسری سال آینده بود..
فقط 4 گزینه داره..
ماتیسا بخشنامه اومده قراره از امسال 5 گزینه ای شه
چهارشنبه 18 بهمن 1396 06:21 ب.ظ
دیروز رفتم پارک دیدم یه دختره خیلی غمگین رو نیمکت نشسته و به زمین نگاه میکنه


رفتم یه گل چیدم و دادم دستش
پرسید: ماله منه؟
گفتم بله
یه لبخند گوشه ی لبش نشست


بعد رفتم به باغبون گفتم: اون دخترو میبینی اونجا نشسته؟ هر روز میاد گلهای پارک رو میکنه!

باغبون هم با بیل افتاد دنبالش


پس چی!!!
فکر کردی من اهل این جلف بازیام؟؟
فقط میخواستم ببینم یه دختره غمگین با چه سرعتی میتونه بدووه
ماتیسا شما آقایون فقط بلدین مردم آزاری کنین هااااااا
چهارشنبه 18 بهمن 1396 05:59 ب.ظ
خواب آلو ترین موجودات دنیا

1 کوآلا
2 تنبل
3 نمایندگان مجلس
4 دنیا خانم..
ماتیسا یکیش رو از قلم انداختی
5 آقای معلم
چهارشنبه 18 بهمن 1396 05:51 ب.ظ
آفرین خاخرجان اتفاقا منم میخواستم همینو بگم که خودت گفتی
ماتیسا من همیشه به فکر دوستا و داداشا و ابجیای گلم هستم
چهارشنبه 18 بهمن 1396 05:39 ب.ظ
چشمهات سنگین شده...برو راحت بخواب..
ماتیسا نه دیگه
امروز به اندازه ی کافی خوابیدم
الان میخوام حاظر شم برم تولد دوقلوهامون
چهارشنبه 18 بهمن 1396 04:57 ب.ظ
شرمنده بازم بدون اسم اومد.اخه باگوشی عادت ندارم
ماتیسا دشمنت شرمنده
ما دیگه به بی نام و نشان بودن کامنتات عادت کردیم
چهارشنبه 18 بهمن 1396 04:56 ب.ظ
سلام ابجی خوبی چخبرا
ممنون که ب یادمی
سرما خوردم دکترم رفتم خوبم نمیشم اه
شانس گند من روز اول مسافرت مریص شدم
راستی گوشی خریدم
سعی میکنم زود ج بدم
فعلا
ماتیسا سلام داداش همولایتی خودم
خدا بد نده داداش
نرفته تموم ویروسای اونجا رو جمع کردی سمت خودت ؟؟
به به گوشی نو مبارک
ایشالا که باهاش زود به زود بتونی بیای وبلاگ
ما صبرمون زیاده داداش
منتظریم تا شما کار با گوشی رو یاد بگیری
چهارشنبه 18 بهمن 1396 04:17 ب.ظ
سلااام. خدارو شکر که هستید و حالتون خوبه.. ان شااله که حال دلتون همیشه خوووب باشه
ماتیسا سلامت باشی داداش گلم
چهارشنبه 18 بهمن 1396 04:13 ب.ظ
سلام ابجی
فدای سرت
بله میدونم فقط گفتی صاحبخونه شک کردم...
ان شاالله به زودی شرایط خریدن یه خونه ی خوب واستون فراهم بشه
ماتیسا سلام خان داداش
الهی آمین
چهارشنبه 18 بهمن 1396 03:48 ب.ظ
صبح یهویی کجا رفتی ؟
ماتیسا گفتم که کنار بخاری در حال چرت زدن بودم
چهارشنبه 18 بهمن 1396 02:39 ب.ظ
سلام خواهری عزیز
نه والا فعلا وقت نکردم یعنی کامپیوترم فعلا عیب پیدا نموده و نمی تونم که قالب رو عوض کنم و فعلا با گوشی خدمت میرسم..
ماتیسا سلام داداشی گرامی
اشکالی نداره
مهم حضور سبز خود شماست که خدا رو شکر حضور داری
چهارشنبه 18 بهمن 1396 12:58 ب.ظ
سلام آبجی.
من از خدا میخوام هر که زودتر اوضاع زندگیتون بروفق مرادتون باشه.
امیدوارم حس و حالتون خوب باشه تا همیشه.
ماتیسا سلام عزیزم
ممنونم از محبتت
ایشالا که یه حال خوب قسمت همه باشه
چهارشنبه 18 بهمن 1396 10:58 ق.ظ
این میهمن بلاگ هر ازگاهی اذیت میکنه ولی وضعش اینقده هم بد نیستا.. من هر وقت که خواستم به راحتی کامنت گذاشتم..
ابجی میگم اینترنتت ضعیف نیست؟؟
چهارشنبه 18 بهمن 1396 09:30 ق.ظ
سلام اومدم از کانالت دیدن کردم کارهات عالیه واقعا خداقوت
میدونم توی کانال نمیشه نظر گذاشت اما فکر کردم آیدی داری که میشه باهات در تماس بود به نظرم یه آیدی برای خودت تعریف کن اگه یکی بخواد سفارش کار بهت بده چه جوری باید اینکارو بکنه ؟
ماتیسا آبجی کارای هنری که تو کانالم مشاهده کردی فروشی نبوده و همش هم بخاطر سرگرمی و دل خودم بوده
اگه روزی تصمیم به سفارش از مشتری بگیرم حتما آیو دیم رو میذارم تو کانال.
ممنون که قابل دونستی و سر زدی آبجی
چهارشنبه 18 بهمن 1396 08:32 ق.ظ
سلام اجی جون صبحت بخیر و شادی خوبی چه خبرا چای نباتو زدی تو رگ یا نه
ماتیسا سلام داداشم
چای نبات رو دیروز زدم تو رگ
چهارشنبه 18 بهمن 1396 08:22 ق.ظ
چه خبر ؟
خوبی؟ بهتری ؟
حال مهدیه شون و نی نی خوبه؟
چهارشنبه 18 بهمن 1396 07:50 ق.ظ
سلام بر آنان که لایق سلامند
یک رنگ و یکدل و یک مرامند
هم گلند هم گنجینه هم دوست
هرچه از وی تعریف کنی نیکوست.


ماتیسا سلام آقا معلم
سپاس از لطفتون
چهارشنبه 18 بهمن 1396 06:19 ق.ظ

با نام خدا به رسم آغاز سلام

با عشق و تبسم و به آواز سلام

از سبزترین ترانه ها سرشارید

بر روی گل تک تکتان باز سلام

سلام_صبح چهارشنبه تون_بخیر

یا علی
ماتیسا سلام داداش
صبح شما بخیر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30