تبلیغات
Banooyeshomali - در وصف چهل سالگی
 
Banooyeshomali
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ماتیسا
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

دانلود آهنگ جدید
چهارشنبه 22 آذر 1396 :: نویسنده : ماتیسا
نوشته ای از اوریانا فالاچی در وصف چهل سالگی:

من از اینکه چهل ساله هستم حظ می کنم. چهل سال زندگیم را مثل مشروب خوشمزه می نوشم. چهل سالگی سن زیبایی است، چهل و یک سال و چهل و دو سال و چهل سه و چهار و پنج همه زیبا هستند. برای اینکه آدم احساس آزادی می کند. احساس می کند یاغی شده است، برای اینکه اضطراب انتظار تمام شده، غم سراشیبی هم هنوز شروع نشده. احساس روشنی می کنیم. عاقبت در چهل سالگی حس می کنیم که مغزمان کار می کند. اگر در آن سن، مذهبی هستیم، دیگر مذهبی هستیم. اگر به خدا اعتقاد نداریم، نداریم. اگر شک و تردید داریم بدون خجالت شک و تردید داریم.  از تمسخر جوانها واهمه نداریم چون ما هم جوان هستیم. از سرزنش بزرگها وحشت نداریم چون ماهم آدم بزرگ هستیم. از گناه نمی ترسیم چون درک کرده ایم که گناه فقط یک نقطه نظر است. از اطاعت نکردن وحشت نداریم برای اینکه فهمیده ایم اطاعت کردن کار احمقانه ای است. از تنبیه نمی ترسیم چون به این نتیجه رسیده ایم که دوست داشتن عیب نیست. وقتی قرار است عاشق شویم می شویم، وقتی از هم جدا می شویم، آنرا با منطق قبول می کنیم. دیگر نباید به معلم و مدرسه و کشیش حساب پس بدهیم و بس.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 1 دی 1396 02:22 ب.ظ
ان شااله که 120 ساله بشی آبجی گلم
ماتیسا ممنون داداش
شما هم همچنین
سه شنبه 28 آذر 1396 11:51 ق.ظ
سلام برآقا مجتبی
پست آخری رمز داره پستای قبلی که رمز نداشت
من تلگرام رو روی سیستمم دارم و یک بار این تیک ها رو برداشتم دیگه بدون اجازه من حق هیچ گونه حرکت بی جایی رو نداره

آدرس وبلاگتون رو ندارم که بتونم پاسختون رو بدم

باید جدیدترین ورژن تلگرام دسکتاپ رو روی سیستمتون نصب کنید هراز گاهی خود تلگرام درخواست آپدیت میده که شما هم باید اینکارو بکنید
ماتیسا داداش بیا که آبجی دنبالت میگرده
آبجی، داداش مجتبی جزو لینکام هست به اسم داداش مجتبی همولایتی
سه شنبه 28 آذر 1396 11:26 ق.ظ
ابجی دوستانه..

من اپدیت کردم بعدشم اون تنظیماتی که گفتین تیکاشو برداشتم ولی بازم نشد...
ازچندنفرپرسیدم ظاهرا راهی نداره...
چاره ای ندارم که ازتلگرام کمتراستفاده کنم...

درضمن قسمت کامنتاتون رمز داره نتونستم کامنت بذارم...غریبه هاروراه نمیدین
ماتیسا آبجی دوستانه بفرما جواب این داش مجتبی مون رو بده لطفا
سه شنبه 28 آذر 1396 11:18 ق.ظ
ممنون وومبه فاطمه جه سوال هکنی...

البته مه منظور از خار همون خوب بودنه

سلام مخصوص بنده ره به فاطمه خانم ارسال دارین...البته منظوری ندارمه هاااا
ماتیسا ته خنده غش هکاردن جه کاملا مشخصه که کلا بی منظوری
سه شنبه 28 آذر 1396 09:33 ق.ظ
در پاسخ سوال آقا مجتبی :
1. تلگرامتون رو اول آپدیت کنید
2. در بخش settings گزینه
automatic media download settings رو انتخاب کرده و تمام تیک ها رو بردارید بعد گزینه save
ان شالله مشکل دانلودشون حل میشه
من فکر میکنم تلگرامشون باید حتما آپدیت بشه چون وقتی یک بار این کار انجام بشه دیگه نیازی به دوباره کاری نیست
ماتیسا داداش برو
اینم ته جواب
خاخر دوستانه زحمتش ره بکشیه
برا اطلاعات بیشتر بتوندی ونه وبلاگ تشریف بوری
سه شنبه 28 آذر 1396 09:29 ق.ظ
سلام

صبح تون بخیر و پر از بهترینها

خوشبختی همسایه دیوار به

دیوارخونه تون

عشق هوای خوشبوی زندگیتون

ومهربانی وشادی تو دلتون باشه

صبحتون زیبا
ماتیسا سلام آبجی
صبح قشنگ شما هم بخیر
سه شنبه 28 آذر 1396 09:08 ق.ظ
سلاااااااااااااااااااااام..
ماتیسا سلاااااااااام آق معلم
ببینم ....خواب موندی امروز؟؟
سه شنبه 28 آذر 1396 08:57 ق.ظ
راستی یه سوال..

فارسی بنویسم که همه بخونن...

تلگرامی که رو سیستم نصبه قسمت دانلود اتوماتیکشو غیرفعال کنی بازم دانلودمیکنه...
راهی هست که کلا دانلودها تو تلگرام غیرفعال بشه؟پدر حجمو درمیاره اخه
ماتیسا شما صد تا سوال بفرمایین
به شرطی که من بلد باشم جوابشو
ایهاالناس یکی بیاد جواب این داداش مجتبی رو بده من که سر در نیاوردم
سه شنبه 28 آذر 1396 08:54 ق.ظ
سلام صب بخیر خاخرجان

خاری
شکرمنم خارم

نا اونتا من نیمه...من هیچوقت بدون نام پیام ندمبه

دیروز دیار نشدی خاخر؟
ماتیسا سلام برارجان
خار نیمه ....گلمه
خدا رو شکر که ته خاری
البته خار نا از اون لحاظ
شه دونستمه اون کامنت بی نام و نشون ته نبایست بوشی
ته اصلا از این سابقه ها ندانی
دیروز نه سر خله شلوخ بود نشد که بیم وبلاگ
سه شنبه 28 آذر 1396 08:52 ق.ظ
آبجی داداش سیدمو دعواش نکن من دوسش دارم
ماتیسا داداش سید داداش خوش غیرتمونه
چرا چوقولی میکنه پیش تو؟
خوبه منم برم چوقولیش رو پیش کیاناجونش بکنم؟؟
سه شنبه 28 آذر 1396 08:52 ق.ظ
تو اولین کسی هستی که قلق کودک درونمو پیدا کرده
بیخود نیست اسمتو گذاشتم خانوم هنرمند
ماتیسا خودمم میدونستم هنرمندم
خواستم از تو هم اعتراف بگیرم
سه شنبه 28 آذر 1396 08:51 ق.ظ
سلام عزیزم صبحت قشنگ
ماتیسا سلاااااااام خانم خانما
صبح شما هم بخیر و شادی
سه شنبه 28 آذر 1396 08:46 ق.ظ
چیه خیر باشه مگه دیشب دیر خوابیدی تا حالا خواب نمونده بودی
ماتیسا در مورد بیخوابی دیشب طی یک پست براتون تعریف میکنم که همه در جریان باشن
امروز تا خود امشب در اختیار نت خواهم بود
به عبارتی نت در اختیارم خواهد بود
سه شنبه 28 آذر 1396 08:38 ق.ظ
آخه گفتم شاید تو خواب هم نت موجوده . امروز هم سحر خیز شدی .مگه میزاری مردم یه کم بخوابن
ماتیسا ما از این شانسا نداریم داداش
خواب نت رو میبینیم اما خواب میبینیم که نتمون تموم شده
من که امروز خواب موندم داداش
اتفاقا دیرتر از روزای دیگه بیدار شدم
سه شنبه 28 آذر 1396 08:09 ق.ظ
سلام صبح شما بخیر و شادی .چه خبرا .خوابی یا بیدار
ماتیسا سلام صبح شما هم بخیر
بیدارم که دارم کامنت میدم
تو خواب مگه میشه کامنت فرستاد و یا تاییدشون کرد؟؟
سه شنبه 28 آذر 1396 07:21 ق.ظ
سلام اجی
صبحت به نیکی
چه خبره که نیستی

پیش از آنی که با غزل آیی، دفترم شوره زار ماتم بود
ماه برکوی دل نمی‌تابید، خانه ام انتهای عالم بود

کنج آیینه‌ام نمی خندید برق سوسوی کوکب بختم
بی‌سحرگاه خنده خیست، باغ بی‌باغ، قحط شبنم بود
ماتیسا سلام داداش ماهان عزیز
صبح شما هم بخیر و شادی
درگیر خانه و خانواده هستم داداش

شعرتون هم مثل همیشه زیبابود
دوشنبه 27 آذر 1396 06:19 ب.ظ

لات و مٶمن تا سحر مستن رفیق!
دزد و قاضی هر دو همدستن رفیق!
درد و دل با هیچ بی مهری نکن!
دووست با دشمن یکی هستن رفیق!

مردمی که با پرنده دشمنن،
پر بگیری، قلوه سنگت می زنن
قفل های این قفس از آهنن
فکرهای بی هنر پستن رفیق!

زندگی اونقدرها هم سخت نیست
هرزه باش و هرزگی کن وخت نیست
آدمی که عاشقه، خوشبخت نیست
دل بِکَن تا اونو نشکستن رفیق!

فرض کن کوری نمی بینی رفیق!
فرض کن گبری و بی دینی رفیق!
غیر ازین همّیشه غمگینی رفیق!
کوچه های عشق، بن بستن رفیق!

من یه اعدامی شبای آخرم
شوروی قبل از فروپاشی سرم
تکه تکه میشه مرز باورم
غصّه هامون مثل هم هستن رفیق!

واژه کم دارم برای شرحِ درد
"دهخدا" هم دردمو معنی نکرد
بغض های کهنه ای دارم ولی
قافیه هّا دستمو بستن رفیق!


ماتیسا چه دل پر دردی داشتی داداش
چی شده ؟؟
چرا اینهمه شکوه و گلایه ؟؟؟
دوشنبه 27 آذر 1396 02:57 ب.ظ
سلام آبجی جون خوبی .چه خبرا .مهندس خانوم ناز نازو چطوره . هنوز نیومده یلداتون مبارک
ماتیسا سلام داداش مراد گرامی
خوبیم ...خدا رو شکر
خانم مهندس ما هم خوبه خدا رو شکر
پیشاپیش یلدای شما هم مبارک
دوشنبه 27 آذر 1396 08:03 ق.ظ

یلدا، مجالى است براى تکرار هر آنچه روزگارى، سرمشق خوبى هایمان بوده اند
و امروز بر روى طاقچه عادت هایمان غبار مى گیرند.یلداتون پیشاپیش پرازمهروشادی

سلام به خاخرجان مازنی شمه حال خارهسته؟

چه خبرا؟من درحین تقلب دادنم برای امتحانات
ماتیسا اولا شمه یلدا هم موارک بوئه
دوما من با این کامنت بی نام و نشون چی تی بفهمم ته الان برار مجتبی هستی یا خاخر تی تی جان؟؟؟
دوشنبه 27 آذر 1396 07:58 ق.ظ
صبح
نفسش حق است
به هر بهانه بیدارت میکند
که روز تازه را شروع کنی...
به نوری
عطر چای و صبحانه ای
صدای گنجشکی
هر چه هست زندگیست و زیبا
سلام
صبحتون خیروشادی
ماتیسا سلام آبجی جون
حالت خوبه ؟؟
شرمنده آبجی با تاخیر صبحت بخیر و شادی
دوشنبه 27 آذر 1396 07:58 ق.ظ
سلام آبجیم
صبحت بخیر
خوبی؟
منم تبریک گفتم چلچلیت رو خب
میدونستم سال قبل جشن گرفتی چون گفته بودی
ولی یادم نمیاد به کودک درون من بگی بکش کنار
آبجی کودک درون من لجبازه ها
ماتیسا سلام فاطمه خانم
قلق کودک درونت دست خودمه
هر چقدر هم که لجباز باشه
دوشنبه 27 آذر 1396 07:30 ق.ظ
سلام وصبح بخیر
اجی جان
ماتیسا سلام
صبح شما هم‌ بخیر داداش
دوشنبه 27 آذر 1396 06:29 ق.ظ
دل را به صفای صبح پیوند بزن
بر پایِ شب سیاهِ غم ،بند بزن

هرچند که دلسوخته‌ای،
چون خورشید
بر شوخی روزگار
لبخند بزن...!

دوشنبه تون سرشار از عشق و امید و شادی ....
ماتیسا سلام داداش خوبم
صبح شما هم بخیر
یکشنبه 26 آذر 1396 07:53 ب.ظ
اصن هر کی اینجوری دست به کمر میزنه باید بره شالی کاری[بهونه ی الکی اوردن برای فرار]
بله حتما تسویه میکنم هتلتو[وعده ی پوچ دادن همچنان برای فرار]
چه حسابی با من داری بگو تا تسویه کنیم[خود را به اون راه زدن شدید]
ماتیسا ما شالیکاریهامونو کردیم تا بهار هم فرصت داریم برا دست به کمر شدن و شالیکاری
وعده ی پوچ دادن رو مدیر هتل نشونت میده داداش
چون من که لز هتل زدم بیرون
خودت رو نزن به اون راه
حالا دیگه من به نظرت جلف اومده بودم؟؟؟
من فقط کودک درونم خیلی فعاله
یکشنبه 26 آذر 1396 07:31 ب.ظ
سلام خاخرجان
با منی؟[شدیدا انکار کردن]
میخوایی بری سفر برو همونجا تووی هتل تسویه حساب کن اصن[پرت و پلا گفتن از ترس شدید]
ماتیسا سلااااام برار
آره با خود خودتم ( دست به کمر زدن و برات چشم و ابرو اومدن)
تسویه حساب هتلم که به عهده ی داداشمه ....داداش که باشه آبجی دست به جیب نمیشه
من میخوام حسابم رو با داداشم تسویه کنم
یکشنبه 26 آذر 1396 07:15 ب.ظ
من زود شه ره با اوضاع وفق دمبه
فوتبال که تموم بیه
ماتیسا شه خاخر سو بوردی برار
چنده تخمه بخری که فوتبال تموم بیه ته تخمه تموم نیه
یکشنبه 26 آذر 1396 07:08 ب.ظ
برای دعا ممنون...


تخمه خارنی؟

تمومی ندانه هر چی خارمه
ماتیسا برار مثلا الان ته داغدار شه عشق بایست بوشی
تخمه ره آدم سرمستی خارنه
مثل اینکه ته ره خله دره خوش گذرنه
مگه تلویزیون دره فوتبال پخش کانده نیشتی تخمه خارنی
من که مه دست بنده وقت تخمه بخاردن ندارمه
یکشنبه 26 آذر 1396 06:43 ب.ظ
توکل یعنی اجازه دادن به خداوند

که خودش تصمیم بگیرد

تو فقط بخواه و آرزو کن

اما پیشاپیش شاد باش

و ایمان داشته باش که رویاهایت

هم چون بارانی در حال فرو ریختنند

پیشاپیش شاد باش و شکر گذار

چرا که خداوند نه به قدر رویاها

بلکه به اندازه ایمان و اطمینان توست که می بخشد...!

ماتیسا سپاس از شما داداش پارسای گرامی
یکشنبه 26 آذر 1396 06:43 ب.ظ
سلام بر بانوی شمالی
ممنون از حضورتون اینکه فرموده بودید بعضی ازکامنت هایم بدون متن و یا خیلی خیلی ناقص ثبت میشه برای شما نمیدونم چرا اینگونه میشه . این بلاگفای لعنتی تمام کامنت هام رو برای میهن بلاگ به این صورت ارسال میکنه و بنده شرمنده دوستانم نموده ..
ماتیسا سلام بر داداش بامرام و معرفت
دشمنت شرمنده باشه داداش
گریه نکن اشک ما رو هم در آوردی دیگهههههه
یکشنبه 26 آذر 1396 06:06 ب.ظ
همون بهتر که بورده...

کیجایی که بلانسبت اندی بیشعور و بی تربیت باشه بوره گم بواشه
ماتیسا چی شی بیه برار
به همین زودی شمه میونه بهم بخارده؟؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30