Banooyeshomali
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ماتیسا
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ژاپن موزیک
دوشنبه 15 آبان 1396 :: نویسنده : ماتیسا
حالا که سنی از من گذشته به سمت میانسالی پا میذارم می فهمم که خیلی شبیه آقاجونم هستم.
به لحاظ رفتار و کردار و نوع علاقه مندیها
شاید هم بخاطر همینه که زمانی کسی به دلبستگیهای آقاجون گیر بده من کفرم بالا میاد که ای بابا شما چه گیری دادین که آقاجون چی میخواد و چی نمیخواد.
آقاجون هم مثل خودم انگاری با همه رودروایسی داره
گاهی حتی با خودش 
بخاطر همین برخورد بقیه که.... ای بابا از تو گذشته این کارا
و اینکه آقا این رفتارا در شان شما نیست 
ویا اینکه بجای این کارا ببین بچه هات چی کم دارن
وووووو..........
بیچاره آقاجون اکثرا قید خواسته هاش رو میزنه
و بیشتر رعایت اینکه # مردم چی میگن# رو میکنه
آقاجون مثل من عاشق تکنولوژیهای جدیده
مثل گوشی و کاربردهای اون
و یا ضبط و باند  و فلش و رم و موسیقی و آهنگ و ...........
خیلی مشتاقه از کار با گوشی و اینترنت و تلگرام و این چیزا سر در بیاره
که متاسفانه کسی این علاقه مندیهاش رو جدی نمیگیره
همش بهش میگن : 
حالا میخوای بدونی که چی؟؟؟
به کار شما نمیاد
یا که از شما دیگه گذشته این کارا
کلا ذوق آقاجون رو تو نطفه خفه ش میکنن
چند وقت پیش فلش آهنگای دوست داشتنی و مورد علاقه ش رو به امانت سپرد دست آقای دامادمون
اونم بعد از یه مدت آهنگاش رو به سلیقه ی خودش عوض کرد
وقتی فلش رو به آقاجون برگردوند دید که ای دل غافل هیچکدوم از آهنگاش تو فلش نیست اونم آهنگایی که مدتها از این ور و اون ور برا خودش جمع آوری کرده بود 
خیلی از دست دامادمون دلخور شد 
بد بختی هم اینجاست که هیچکس حق رو به آقاجون نداد 
همه نظرشون این بوده که خب حالا مگه چی شده؟؟؟
یه فلش آهنگ از بین رفته دیگه این که اینهمه دلخوری نداره خب
تو همین گیر و مگیر های گیر دادن به آقاجون من چشمم به هدفون صوتی دختر آبجیم که باباش تازه برا تولدش خریده بود افتاد
نه اینکه منم عاشق موسیقی ام خیلی از کادوش خوشم اومد
تو خونه معمولا برا اینکه صدای گوش کردن به موسیقی بقیه رو اذیت نکنه هندزفری میذارم تو گوشم و آهنگای گوشیم رو گوش میدم و به کارای خونه میرسم 
اگه یکی از این هد فونها میداشتم هم از گوشیم کمتر کار میکشیدم هم جمع و جورتره و هم موسیقیش ملایم تر به گوش میرسه و کمتر گوش رو اذیت میکنه
برگشتم به شوهرجان گفتم برا تولدم از این هدفونها برام بگیر
حالا نظرها ا  آقاجون به سمت من برگشت
که تو میخوای این چیکار؟؟؟
تازه مثل دخترای ۱۳ ساله شدی که از شوهرت همچین چیزی میخوای؟؟؟
حالا بنا رو گذاشتن به شوخی و متلک بنده که خواسته ی نامعقولی دارم
من که هم بخاطر آقاجون و هم بخاطر خودم که هر دو بخاطر دلبستگیهامون داریم توبیخ میشیم  عجیب کفرم بالا اومد
با دلخوری هر چه تمام تر گفتم 
دوست ندارم کسی علاقه مندیهام رو مسخره کنه
برام اصلا مهم نیست که کسی خوشش بیاد یا نه 
مهم اینه که من این هدفون رو میخوام
شوهرجان میتونه بگه من پول ندارم و برات نمیتونم بخرمش 
اما حق ندارین ازم بخواین که کلا خواسته م رو بیخیال بشم چون نامعقوله
آقاجون نگاه معنا داری بهم انداخت و خوشحال از اینکه حرف من حرف دل خودش هم بوده .
کاش ما یاد بگیریم بجای گرفتن عیب و ایراد از کارهای همدیگه کمی به دلخوشیها و دلبستگیها و علاقه مندیهای یکدیگر احترام بذاریم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 21 آبان 1396 07:22 ب.ظ
سلام غروب، عصر یا شبتون بخیر
الان یه ساعتیه نمیشه از یکیش اسم ببری
مگه نه
عصررا بگمشب ناراحت میشه
شب رابگم غروب ناراحت میشه
ماتیسا سلام ....من خیالت رو راحت میکنم و میگم صبح شما بخیر
یکشنبه 21 آبان 1396 07:59 ق.ظ
قشنگ‌ترین بله دنیا
.
.
.
اونیه که توی تاکسی هستی و در جواب «آقا میشه از در اینوری پیاده شد؟» میگه: بله میشه..

روز خوش اجی
ماتیسا ایشالا قسمت شما هم بشه از این بله ها
به سلامت داداش
یکشنبه 21 آبان 1396 07:52 ق.ظ
ﻣﺮﺩﻫﺎ ﻓﻜﺮ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﺁﺭﺯﻭﻱ ﻫﺮ ﺯﻧﻲ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻥ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﻣَﺮﺩﻩ ....
ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺁﺭﺯﻭﻱ ﻫﺮ ﺯﻧﻲ ﺍﻳﻨﻪ ﻛﻪ
ﻫﺮﭼﻲ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺨﻮﺭﻩ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﭼﺎﻕ ﺷﻪ !!!
ﻭ ﻫﺮﭼﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺨﺮﻩ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻣﻮﺟﻮﺩﯼ ﮐﺎﺭﺗﺶ ﺑﺎﺷﻪ!
ﺑﺪ ﻣﻴﮕﻢ ﺧﺎﻧﻮﻣﺎ؟؟؟
والا .... چه اعتماد به نفسی دارن این آقایون
ماتیسا شما همیشه درست میگی داداش
یکشنبه 21 آبان 1396 07:50 ق.ظ
ببین چه ایده ای دادم
اشکال نداره امضا به خوشگلیش نیست به اعتبارشه
ماتیسا منم که دنیای اعتبارم
یکشنبه 21 آبان 1396 07:42 ق.ظ
اره دیگه تو باید امضاتو ببافی روشال ومن به عنوان نویسنده خاطرات شمال ازش استفاده میکنم میندازم دور گردنم خب
ماتیسا عجب ایده ی جالبی
یه تبلیغ حسابی هم خواهد شد برا رمانم
یکشنبه 21 آبان 1396 07:36 ق.ظ
اره خوبه
ببینم چیکار میکنی اجی
خاطرات شما محاله یادم بره
ماتیسا خاطرات شمال محاله یادم بره
اونهمه شور و حال محاله یادم بره
یکشنبه 21 آبان 1396 07:30 ق.ظ
اره امضا میخوام اونم امضا حسابی
یه شال بباف روش امضات باشه واسه داداش بفرست
ماتیسا چشم داداش
قابل داداش ما رو نداره یه شال بافت
اما به شرطی که هر جا شال رو استفاده کردی باید امضای منم باهاش باشه
قبوله؟؟؟
یکشنبه 21 آبان 1396 07:26 ق.ظ
دست قلم اجیم خیلی خوبه
من اولین مشتری رمان هات هستم
هرشب قبل خواب رمان نخونم نمیخوابم
ببینم چه رمانای میخوای بنویسی تا داداش بخونه
ماتیسا خب اسمشو میذارم
خاااااااااطرااااااات من
کلا زندگینامه ی منو به تصویر میکشه
اونقدر اتفاقات توش داره که هیچوقت حوصله ت سر نمیره
چهارشنبه 17 آبان 1396 06:46 ق.ظ
سلام...صبح بخیر..
ماتیسا سلام ....صبح شما هم بخیر و شادی
سه شنبه 16 آبان 1396 07:46 ب.ظ
این روزها،
دلم اصرار دارد
فریاد بزند
اما…
من جلوی دهانش را می گیرم،
وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد!
این روزها من ...
خدای سکوت شده ام
خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا،
خط خطی نشود!
سکوتی می کنم به بلندی فریاد …
فریادی که فقط و فقط خدا آگاه باشد
از راز دلم
از این روزهای تنهایی و دوری و …!
حسرت ، که در این هجــــــــــوم تاریکی
صدای دل هم به جایی نمی رسد

۩۞۩[گل۩۞۩
ماتیسا
سه شنبه 16 آبان 1396 07:46 ب.ظ
سلام بانوی شمالی ..
چرا کادر نظرات پست اول تون باز نمیشه ..
ماتیسا سلام داداش پارسای گرامی
پست اول به عنوان پست ثابت قسمت نظراتش بسته ست
سه شنبه 16 آبان 1396 04:50 ب.ظ
سلام به منم سربزنین خوشحال میشم
ماتیسا سلام عزیزم
اومدم وبلاگت .....حسابی هم گیج شدم
سه شنبه 16 آبان 1396 04:49 ب.ظ


هیچ وقت نگو رسیدم ته خط …

اگر هم احساس کردی رسیدی ته خط ، یادت بیار که معلم کلاس اولت گفت : “نقطه سر خط”

ماتیسا سلام دوست عزیز
خوش اومدی
سه شنبه 16 آبان 1396 04:48 ب.ظ
سلام آبجی دنیای عزیز خوبین .تولدتون مبارک .چی میخای داداش برات بگیره .تعارف نکن
ماتیسا سلام داداش مراد
هنوز که تا تولدم کلی راهه فعلا کادوی تولد فاطمه رو رد کن بیاد تا به تولد منم برسیم
سه شنبه 16 آبان 1396 02:53 ب.ظ
ماه از درون پنجرۀ تو جوان تر است

با پردۀ تو باد کمی مهربان تر است



شیطان کجاست تا که ببیند برای من

از سیب، دوست داشتنت امتحان تر است



در بیکران آبی دریای دامنت

آن ناخدا که غرق شود قهرمان تر است



باشد، پرنده باش ولی وقت کوچ نیست

در چشم های من بنشین، آسمان تر است



نصف جهان بی تو برایم قشنگ نیست

هر جا تو باشی از همه جا اصفهان تر است
سلام روز بخیر
ماتیسا سلام ...صبح شما بخیر
ممنون از حضور سبزتون
سه شنبه 16 آبان 1396 12:20 ب.ظ
سلام عزیزم . مگه علایق و دلبستگی سن و سال خاصی داره که آدم بابتش توبیخ بشه؟ مثلا اگه علاقه به یه غذای خاص داشته باشی طرف میاد بگه از سن و سالت گذشته؟؟؟
به نظرم شما کار خودت رو بکن . اصلا به کسی هم نگو به چی علاقه داری و به چی نداری . شوهرت اگه دوست داشته باشه و به نظرت احترام بذاره حتما برات میخره
ماتیسا سلام گلم
منم با نظر شما موافقم
سه شنبه 16 آبان 1396 11:09 ق.ظ
به نظرم به آدما باید تو هر سن و سالی که هستن و با هر سلیقه ایی احترام گذاشت.
احترام به سلایق دیگرون یکی از مهارتهای زندگی هستش و باعث میشه درک طرفین بابا بره و به مراتب باعث ایجاد شادابی و لطافت روح خواهد شد.
امیدوارم پدر بزرگوارتون رو بیش از پیش درک کنید و به سلایق ایشون احترام بگذارید.
ماتیسا
تمام تلاش منم درک هر بیشتر آقاجونه
کمکی هم از من بر بیاد براش دریغ نمیکنم
سه شنبه 16 آبان 1396 11:07 ق.ظ
سلام آبجی جون.
من دیشب نت اومدم.
خوبم آبجی نگرانم نباشید.
ماتیسا سلام یاسی جونم
خدا رو شکر که حالت خوبه عزیزم.
سه شنبه 16 آبان 1396 08:53 ق.ظ
سلام و درود
متاسفانه خیلی از ما ها زندگی می کنیم برای دیگران
کی چی میگه
کی چی می خواهد
کی بد می دونه
کی خوب یا ...
یاد نگرفته اینم که برای دل خودمان زندگی کنیم
و متاسفانه تر این که برای بچه هایمان هم الگویی می شویم که بد و خوبشان را بر مبنای نگاه دیگران تنظیم می کنند
ادم تا هست باید زندگی کند و از هر چیزی لذت می برد استفاده کند
سن و سال و شغل و ... مهم نیست
دل لامصب وقتی می خواهد باید انجامش داد
فردا زیر خاک فقط حسرت می خوریم

ماتیسا سلام استاد
خیلی خوش اومدین
کاش هیچ کسی تو زندگیش حسرت به دل از دنیا نرود.
سه شنبه 16 آبان 1396 08:36 ق.ظ
موفق باشی..
ماتیسا سلامت باشی...
سه شنبه 16 آبان 1396 07:28 ق.ظ
سلام...
صبح عالی متعالی..
ماتیسا سلام
صبح شما هم بخیر و شادی.
دوشنبه 15 آبان 1396 07:24 ب.ظ
خاخرجان اینقدر زود جدی شدی با من؟
ماتیسا گفتم که آدم ره سگ بیره جو نیره
دوشنبه 15 آبان 1396 06:33 ب.ظ
سلام .
یادم باشه ک روز تولدتت برات هدفون کادو بگیرم..
نه خوشمان آمد دست به قلمت به خودم رفته..
ماتیسا سلام
منتظر کادوی روز تولدم هستم
حالا یه وقت کلی هدفون برا تولدم کادو گرفتم
کمال همنشین در من اثر کرد
دوشنبه 15 آبان 1396 05:22 ب.ظ
لطفا بار آخر باشه از این اشتباهات .برخورد میشه خخخخخخخخخخخخ
ماتیسا چشم داداش
منبعد حواسم رو جمع میکنم
دوشنبه 15 آبان 1396 05:09 ب.ظ
پس داداش این مهندس شما کیه که عاشق نی نی های خالش هست ؟
ماتیسا اما داداش این خانم مهندس ما عاشق نی نی های خاله جونشه
.............‌‌‌‌‌‌......
اگه بخاطر این جوابی که بهتون دادم به اشتباه افتادی من معذرت میخوام
من منظورم از داداش داشتم شما رو خطاب قرار میدادم
فقط اون وسط اشتباه کردم فاصله ننداختم
دوشنبه 15 آبان 1396 04:55 ب.ظ
مو قشنگ...
بابات که در دسترس من نیست..
ماشاءالله چندین پسر و دختر و نوه داره..
همت کنید یادش بدید.
ماتیسا باشه بابا
بیخیال
خودمون منت آقاجونمون رو میکشیم یادش میدیم
اصلا شما همون برو به بچه های مردم یاد بده .
دوشنبه 15 آبان 1396 04:52 ب.ظ
خوب شد باالاخره دوتا گیر اومدن که مخالف خواسته مهنس باشند . همش که نباید اره باشه بعضی وقتها هم نه باید باشه
ماتیسا اما داداش این خانم مهندس ما عاشق نی نی های خاله جونشه
دوشنبه 15 آبان 1396 04:49 ب.ظ
اگه بابای من رییس شورا بود یادش میدادم.
ماتیسا چطور به بچه های مردم یاد میدی
به باباهای مردم یاد نمیدی میگی فقط بابای خودت؟؟؟
دوشنبه 15 آبان 1396 04:38 ب.ظ
زنده باشه .نمیدونستم یه آبجی هم به اسم مهدیه داریم . چطور شده مهندس رضایت داده دختر خاله دار بشه
ماتیسا سلامت باشین
خب حالا بدون
اولا مهندس داره پسر خاله دار میشه نه دختر خاله
دوما اینجا که دیگه کسی به نظر اون اهمیت نمیده
همه که مامان و باباش نیستن بخوان لیلی به لالاش بذارن
دوشنبه 15 آبان 1396 04:37 ب.ظ
ممنون آبجی
باعث خوشحالی منه که بنده رو لینک کنین
به همون اسم وبلاگم "متن ترانه های دوست داشتنی من" ثبت کنین که خیلی ممنون میشم.
بابت همه چیز ازتون سپاسگزارم




در پناه خدا
96/08/15
ماتیسا لینک شدین داداش
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30