Banooyeshomali
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ماتیسا
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ژاپن موزیک
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : ماتیسا
اگه بخوام از کل جزییات سفرم بنویسم که میشه مثنوی هفتاد من کاغذ 
مثل ناهار خوشمزه ای که مامان درست کرده بود و بومهن زدیم کنار و یه جای مناسب ناهار خوردیم جالب اینجا بود که مامان قاشق و چنگال فراموشش شده بود 
شانسی که آورده بودیم ظرف غذای مسافرتی مامان دو سه تا قاشق پلاستیکی و چنگال همراهش داشت 
من مجبور شدم‌ با چنگال خیلی سخت چند لقمه بخورم‌ فقط دلضعفه م گرفته شد . 
حدود ساعت 7 عصر بود که رسیدیم کاشان 
استقبال خیلی گرمی از ما شد 
آبجی و بچه ها رو زمین بند نبودن 
ده دوازده سالی میشه که آبجی کاشانی شده البته اینکه میگم کاشان آبجی خود شهر کاشان نیستااااااا 
از قم که رد میشی نرسیده به کاشان شهر مشکات آبجی اهل اونجاست 
خب از نظر ما همه شون اهل کاشان هستن و کاشانی محسوب میشن 

طی این همه سال زندگی آبجی هیچوقت دل به محیط اونجا نبسته 
البته نه اینکه از شهر و دیارش و مردمش ناراضی باشه اتفاقا خدا رو شکر خانواده ی شوهریش خیلی هم خوب و عالین 
خیلی هواشو دارن و دوستش دارن 
اما میگه وطنت که توش بزرگ شدی یه چییییییییی دیگه ست 
اونقدر عاشق شمال و ساری و روستای زادگاهشه که دختر و پسرش هم خودشون رو ساروی میدونن 
میگه خدا کنه بچه هام شمال ازدواج کنن و همونجا موندگار بشن تا به های بچه ها هم شده بیام شمال 
الانشم اگه شوهر جانش دل از دیارش میکند بی برو برگرد تا بحال اینکار رو کرده بود 
اولین کاری که کردیم سفره ی عصرونه پهن کردیم و من گفتم فقط میخوام اون برنج مامان رو بخورم 
به جبران چنگال خوری که نتونستم سیر سیر ازش بخورم الان میخوام دلی از عرا در آرم جاتون خالی دو تا بشقاب برنج رو با ماست و نوشابه خوردم و پشت بندش زنگ زدم به شوهر جان که ما رسیدیم و نگران نباشه
هههههههههههههههههه

فرداشب عروسی دعوت بودیم‌
مشتاق بودم عروسی قوم و قبیله ای غیر از مازنیها رو هم تجربه کنیم 
عروسی خواهر شوهر آبجی بوده 

انصافا عروسی قشنگی بود 
آقای داماد سنگ تموم گذاشته بود برا عروس خانمش و مهموناش 
عروس خانم هم اصول دلبری رو خوب رعایت میکرد و داماد هم راضی تر از قبل از انتخابی که کرده بود 
به افتخار شمالیهای حاظر در مجلس درخواست آهنگ شمالی دادن و فامیلها هی اصرار و خواهش برا رقص شمالی 
مامان استاد رقص شمالیه 
دو تا آبجیام یه هنرهای کوچیکی دارن تو رقص اما نه از نوع شمالیش 
من اما تو هر زمینه ای فاقد هنر و استعداد در این زمینه صفر 
حالا هی از اونا اصرار و هی از من انکار 
کلی براشون قسم و آیه که بابا من بلد نیستم تا دست از سر کچلم برداشتن 

آهنگ اولشون رشتی بود به خانم دی جی گفتیم این آهنگ ما نیست گفت خب شمالیه دیگه گفتیم شمالی هست اما مال شمال ما نیست
هههههههههههههه
گفت شانس شما یه آهنگ شمالی دیگه هم‌دارم 
خدا رو شکر این همون آهنگی بود که نقل مجلس عروسیهای شمالی جماعت بوده 
خلاصه عروسی قشنگی بود با خاطرات خوبش
.
.
شب بعدش ناهار خونه برادر شوهر آبجی دعوت شدیم 
که پاک کردن سبزیهای شام رو آبحی رو حساب صمیمیتش با جاری جانش و اینکه فرصت پاک کردنش رو نداشتن انداخت گردن من 
به قول ما مازنیها 
کار کان وسه کار پیدا وونه 
قشنگ زنا وسه یار
ههههههههههههههههههه
حالا آبجی میدونست من دست به سبزی پاک کنیم عالیه همه رو سپرده بود دست من 

سر شام بودیم که هوای کاشان باد و طوفانی شد 
بادهای شدید که مختص آب و هوای کویری بود ترس انداخته بود تو دلمون 
باد و بارون و طوفان ندیده نبودیم 
شمال اکثرا آب و هواش وحشتناک میشه 
اما اون شب برام خیلی ترسناک تر شده بود 
نمیدونم شاید بیشترین علتش حس غربت و نبود فاطمه و پدرش کنارم بوده 
میگفتن چند روزی میشه که آب و هوای اینجا شمالی شده 
ابری و بارونهای شدید رگباری و امشب هم که طوفان 
به گمونم آب و هوا و باد و طوفانهای شمالمون رو با خودمون یدک کشیده بودیم تا کاشون 
خخخخخخخخخخخخخ

ادامه دارد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 4 خرداد 1397 02:35 ب.ظ
گاندی خطاب به همسرش چه زیبا نوشت:

خوبِ من ، هنر در فاصله هاست ؛
زیاد نزدیک به هم می سوزیم،
و زیاد دور از هم ، یخ می زنیم .
تو نباید آنکسی باشی که من میخواهم،
و من نباید آنکسی باشم که تو میخواهی.
کسی که تو از من می خواهی بسازی،
یا کمبودهایت هستند یا آرزوهایت.

من باید بهترین خودم باشم برای تو.
و تو باید بهترین خودت باشی برای من .

خوبِ من ، هنرِِ عشق در پیوند تفاوت هاست،
و معجزه اش نادیده گرفتن کمبودها .

زندگی ست دیگر...
همیشه که همه رنگ‌هایش جور نیست؛
همه سازهایش کوک نیست.

حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمی گردد؛
به فرصت هایی که مثل باد می آیند و می روند و همیشگی نیستند.
به این سالها که به سرعت برق گذشتند؛

ماتیسا
سه شنبه 1 خرداد 1397 09:37 ق.ظ
سلام مادرم

صبح بخیر

نماز و روزتون قبول باشه

من خیلی شزمنده که چند صباحی نبودم بدلیل مشکلاتی چند نتونستم جواب محبتهای شما رو بدم از ایتکه همش احوالمو میپرسی بی نهایت سپاسگزارم.راستش ی کسالت کوچولو سراغم اومده که ول کنم نیست سنگ کلیه و کبد چرب...البته 90درصدش حل شده و تلاش میکنم اون 10 درصد رو هم حل کنم.
درضمن امروز متوجه شدم از کانالم رفتین ببخشید فک کنم باعثش منم.

سربازی هم اردبیل هستم خداروشکر خوبه

بهرحال شاد باشی مادرم
ماتیسا سلااااااااااام گل پسر خودم
خیلی خوشحال شدم که بعد از مدتها از خودت خبر دادی
بقیه ش رو میام وب خودت برات میگم
سه شنبه 1 خرداد 1397 05:50 ق.ظ
سلام دوستان عزیز صبح زیبایتان بخیر...

ای خداوندی که فلک و ملک

را نگاهدارنده تویی

ای بزرگی که از ماه تا ماهی

دارنده تویی

ای کریمی که دعا را

نیوشنده تویی
ماتیسا سلام داداش با مرام خودم
صبح شما هم بخیر
سه شنبه 1 خرداد 1397 03:54 ق.ظ
سلام.
بیداری ؟
ماتیسا سلام آره
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 11:39 ب.ظ
سلام مه خاخر
خار هستی؟
دنیا با خودش طوفان برده بود وگرنه کاشون خبری نبودش
مثه همیشه خوب تعریف میکنی و آدم دوس داره بخونه خاطرات و یادداشتهای روزانه ت رو
ماتیسا سلام مه جان برار
خدا رو شکر خار هستمه
من که میگم طوفان یاد شوهرجان بوده که اون اطراف پیچیده بوده
خوشحالم که پسندیدی
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 07:09 ب.ظ
سلام آبجیم خوبی؟
لباس مجلسی که مخصوص مجالسه
من یه لباس دیگه پوشیدم براش
ماتیسا سلام خوشگل خانم
تا تهش رو خوندم
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 07:08 ب.ظ
به به چه خاطره قشنگی
رقص شمالی کردی یا نه؟

میگم ما خانوما هر جا میریم طوفان رو هم با خودمون میبریم
نتیجه میگیریم خودمون طوفانیم
ماتیسا نه دیگهههههههه
گفتم که بلد نبودم
من که فکر میکنم دلیل طوفان دل شوهرجان بوده که به یادم طوفانی شده بود و وزیده بود سمت کاشان
مگه نشنیدی که شاعر گفته
یاااااااد تو در دل من طوفان به پا میکنه
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 06:09 ب.ظ
سلام.وقت بانوی مهربان بخیر.التماس دعا
ماتیسا سلام عمه خانم
عزیز دل شمالی
محتاجیم به دعا
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 03:45 ب.ظ
سلام ظهر بخیر خوبی . عیب نداره سعی کن یاد بگیر برا عروسی خودم حسابی برقصی
ماتیسا سلام
صبح بخیر
عروسییییییی شماااااااااا؟
شما که مجرد نیستی؟
هستی؟؟؟
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 03:08 ب.ظ
دارد تمام می شود ؛
اردیبهشتی که بویِ نابِ باران و شکوفه می داد ...
ماهِ بهشتیِ بینظیری ؛
که با همه ی ماه ها فرق داشت ...
ما می مانیم و
خیابان هایی ؛
که دلشان برایِ مهربانیِ ابرهایِ بهاری ، تنگ می شود ...
برای نازدانه ی دل نازکِ فصل ها ،،،
که صدایِ هق هقِ شبانه اش ؛
تویِ گوشِ کوچه های شهر ،
تا همیشه خواهد ماند ...
اردیبهشت تمام می شود ،
و این خیابان ها ؛
تا رسیدنِ پاییز ،
بغضِ گلوگیرشان را
با دو جرعه آفتاب ،
قورت خواهند داد ...

ماتیسا سی روز اردیبهشت کافی بود برا اندوختن یکسال عاشق ماندن
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 12:12 ب.ظ
نه
مشکلی نیست.
ماتیسا خب خدا ر شکر
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 11:27 ق.ظ
. با بهترین درودهایم .
. عزیز گرانقدر . با پست جدید . . مقدسین جامعه . .
. در انتظار شما هستیم .
ماتیسا سلام و سپاس
در اولین فرصت چشم حتما
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 11:25 ق.ظ
. با بهترین درودهایم .
. در قله كوهساری بلند
. كه كفن برف بر تن داشت
. محبوب خود را تا ابد از دست دادم
. چرا كه عشق خود را از او دریغ كردم
ماتیسا
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 09:52 ق.ظ
خودت رو اذیت نکن.
بحثی که بعدش اعصابت رو خورد کنه فایده نداره.
ماتیسا نه بابا
مهم نیست
خواستم شوخی کنم که خودمم پشیمون شدم
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 09:33 ق.ظ
سلام ماتیسای گل و رمانتیک
صبح دل انگیزت به شادمانی و طرب
هنوز پستت آهنگ شمالی داره دیگه چه میشه کرد
ماتیسا سلام بر خانم گل خونگرم از دیاری گرم
صبح قشنگ شما هم بخیر
یه زمانی رو خود وبلاگم آهنگ شمالی میذاشتم
مدتیه که دیگه بیخیالش شدم .
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 09:01 ق.ظ
خدا را شکر که سحری خوردی..
ماتیسا ممنون که وقت سحری یادی هم از من کردی حتی به قدر زنگ بیدار باش
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 08:34 ق.ظ
“صبح”

یعنی آغاز؛

آغاز یک عبور

ودریچه یک”سلام” …

گوش کن! …

در نبض دل انگیزصبح،

این راز برکت است که می نوازد…

به حرکت سلام کن …

سلام ودرود
ماتیسا سلام و سپاس
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 05:40 ق.ظ
ای لطیفی ....

که عطا را دهنده تویی

و خطا را بردارنده تویی

ای یکتایی که در صفت جلال و

جمال پاینده تویی

عاصیان را شوینده تویی

و طالبان را جوینده تویی
ماتیسا سلام داداش
صبح عالی متعالی
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 04:20 ق.ظ
سلام.
بیداری ؟
ماتیسا سلام
آره بیدارم
قبل از شما مامان زنگ زده بیدارم کرده
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 10:55 ب.ظ
خدایا!
امشب بهترین ها و زیباترینها را
برای دوستان و عزیزانم
ازدرگاهت خواهانم
خدایا
ترا قسم به بزرگیت قلبشان را
خوشحال‌ وسرشار از
آرامش وخوشبختی‌کن
خدایا
چشم براه رحمت هستیم
شب خوش
ماتیسا آمین
سپاس
صبح شما بخیر
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 05:59 ب.ظ
و ابر آمد و یک آن دلم هوای تو کرد
غروب، نم‌نم باران... دلم هوای تو کرد

درست آخر مهر از تو دل بریدم و باز-
درست اول آبان دلم هوای تو کرد

چه دیر از تو جدا شد، چه سخت تنها شد
چقدر زود و چه آسان دلم هوای تو کرد

دلش هوای مرا کرد یک نفر، یک روز
همین که گفت: "حسن جان!" دلم هوای تو کرد!
...
گذشت بی تو زمستان، بهار آمد و آه...
دوباره - از تو چه پنهان- دلم هوای تو کرد

ماتیسا
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 05:58 ب.ظ
سلام ابجی ماتیسا
انشاله همیشه به سفر و عروسی ، دلتون شاد شاد شاد
شمالی باشی رقص بلد نباشی واقعا نوبرشه
خخخخخخخخ
ماتیسا سلام داداش پارسا
سلامت باشی داداش
آره والا واقعا نوبره
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 04:59 ب.ظ


ای دل ز زمانه رسم احسان مطلب
وز گردش دوران سرو سامان مطلب
درمان طلبی درد تو افزون گردد
با درد بسازو هیچ درمان مطلب خیام

خیام
ماتیسا
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 02:35 ب.ظ
سلام ماتیسا جون خوبی گلم .چه خبرا .طاعات و عباداتتون مورد قبول حق . عروسی خوش گذشت یا نه . به یاد جونیا حسابی رقصیدی یا نه
ماتیسا سلام داداش مراد
سلامت باشی داداش
از شما هم قبول باشه
عروسی که عالی بود
نه داداش
تعریف که کردم
بلد نبودم
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 01:28 ب.ظ
سلام ودرود فراوان بر بانوی اعظم شمال
امید حالتان از جمیع جهات خوب باشد
شاد وسالم وبرقرار باشید واز هوای دل انگیز شمال بخوبی استفاده کنید
دیر جواب دادم ببخشید نبودم
عالیه خاطرات سفرتون
ان شا الله خاطرات پر وپیمان وهدفمندی ازش دربیاد
از شروع تاپایان
ماتیسا سلام بر آقای معلم از دیار سبز لرستان
سلامت باشید
گشت و گذار دشت و صحرا ایشالا بره برا بعد از ماه رمضون
مگر برا انجام کارهای ضروری کشاورزی حالی برا گشت و گذار نمیمونه

من اتفاقاتی که از سرم گذشته در طی سفر رو بازگو میکنم برا دوستانی که بهشون قول داده بودم طوری تعریف کنم که انگاری با من همسفر بودن

حالا اینکه سودی برا خواننده هام داره یا نه رو به گمونم بایست یه نظر سنجی ازشون بگیرم
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 12:28 ب.ظ
واااای منم عدس پلو رو خیلی دوست دارم با پیازداغ ودارچین فراوون
دلم خواست امشب برای افطار درست کنم
ماتیسا مخصوصا با کشمش و کره و زعفرون
عدس پلو برا افطار؟؟؟
مگه برا افطار برنج هم میخورن؟؟
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 12:27 ب.ظ
اگه سفارشات من و داداش سید نبود که باید یه دور قمری دور کشور قم میزدید تا میرسیدید خونه خواهر
ماتیسا آررررررررره
خدا خیرتون بده
ایشالا خیر از جوونیتون ببینین
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 12:26 ب.ظ
ان شالله عروس و داماد خوشبخت بشن

حالا بیا بگو چه جوری از کشور ما عبور کردی ؟ خشم امپراطور کوزوکو شامل حالتون نشد ؟
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 12:22 ب.ظ
آخه معمولا توی عروسی ها هر کی میگه رقص بلد نیستم، بی خیالش نمیشن..
ماتیسا سمج که بودن اونم چه جووووووورم
اما من روشون رو کم کردم و سمج تر بودم و اصلا زیر بار نرفتم
چسبیدم به صندلی
اگه میخواستن بلندم کنن با صندلی بلند میشدن
دیدن زورشون به من برسه به صندلی نمیرسه بیخیالم شدن
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 11:39 ق.ظ
سلام خوبی؟ سفرنامه واقعا هندی شد
رقص و آواز وسط فیلنامهههه... از بس از سبزی پاک کردنت تعریف کردی آدم دلش میخواد ببینه آبجی...تزیینش میکنی؟
این قسمت جذاب تر بود گمونم ماتیساپلوی ایرانی...
ماتیسا هندی چرا
فیلم فارسی رو دست کم گرفتی آبجی

آره آبجی تا جایی که وقت داشته باشم کارام رو تزیینش میکنم
بهت آدرس که دادم
ندادم؟؟؟ خوشحال میشم یه سر تشریف بیاری و از کارام بازدید کنی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30