تبلیغات
Banooyeshomali - روز مرد بر مردان عرصه ی زندگی مبارک
 
Banooyeshomali
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ماتیسا
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

دانلود آهنگ جدید
شنبه 11 فروردین 1397 :: نویسنده : ماتیسا

نامه یک بانو به بانوان ایران عزیز 

بانو سلام !

روز مرد هست و به نظرم اومد، چند جمله ای هم از مردها بگیم...
کلی عکس و متن دیدم اینروزا برای روز مرد...
خانمی که کیکی به شکل جوراب درست کرده!
دسته گلی از جوراب!
جملاتی مثل جوراب پاره هاتو، تحمل کن روز مرد نزدیکه همسرم.
در ظاهر شاید تمام اینا شوخی به نظر برسن، اما....
توی این زمونه مرد بودن، جرأت میخواد...که برای رفاه حال زن و بچه صبح زود بزنی بیرون و توتاریکیه شب برگردی.

مردهای این دوره، جوانی وزندگی کردن رو فراموش کردند.
فشار مخارج و مسئولیت زندگی، بی سر وصدا دونه دونه، موهای تیره شونو سفید میکنه (!)
راستی خانما، تا حالا همسراتون از آرزوهاشون براتون گفتن؟!
بی انصافیه، که اینهمه گذشت و تلاش رو در قالب شوخی ها باب شده قرار بدیم و مظلومیت وتلاش این بخش از هستی رو نبینیم.

بانو...
گاهی نگاهی به دستهای همسرت بنداز...
و به خطوطی که در اطراف چشم ها و پیشونی همسرت داره عمیق میشه...
گاهی به جای اینکه تو آغازکننده باشی، سکوت کن و اجازه بده که لحظاتی او هم گوینده باشه واز خودش بگه.
بانو...گاهی عکسهاشو از جوانی تا الان کنار هم بچین و باور کن فقط تو جوانیتو توی این خونه نذاشتی.

مرتب تلاششو در ترازو قرار نده و باعرضه بودن و نبودنش رو با کمتر و بیشتر داشتن دارائیهاش قیاس نکن.
سعیش رو ببین و تغییراتشو بخاطر تو و زندگی مشاهده کن.

بانو...باور کن جهان هرگز به صلح نمیرسه اگر ما غرق مظلومیت خودمون باشیم.
تربیت کامل نمیشه، اگر یاد نگیریم که تمسخر مردان و زنان، در حقیقت تمسخر بخش مهمی از خودمونه.
کاش به جای هدیه دادنها و گرفتن ها، زمانی رو صرف شنیدنه بدون قضاوت کنیم.


اصلاً فکر کردیم که چرا اینهمه هدیه که اینروزا رد و بدل میشه، نتونسته عشق رو در جامعه بیشتر کنه؟
بانو بیا امسال کنار هر هدیه ای که برای همسرت تهیه کردی، توی یه برگ کاغذ حداقل، بیست تا ویژگی همسرت رو هم بنویس و ازش بخاطر این ویژگیاش تشکر کن.
(اون رو هم ضمیمه ی هدیه ت کن) !
مطمئن باش نتایج شگفت آوری در وجود خودت و او خواهی دید.

یادمون باشه، بین ما سپاسگزاری و مشاهده ی همه جانبه ی افراد خیلی کم شده ونوشته ی تو... سپاسگزاری بزرگی خواهد بود برای جهان وجهانیان.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 18 فروردین 1397 11:29 ب.ظ
سلام مه خاخر
شنفتم کار هنری داری میکنی موضو چیه؟
ماتیسا سلام داداش
همه کاری قبول میکنم
زدم تو کار تولید و فروش محصولات خانگی
انواع ترشیجات مرباجات عرق بهار نارنج رب انار آب نارنج سبزیهای خورشتی و ماستی و پلویی و......
شنبه 18 فروردین 1397 11:00 ق.ظ
همیشـه در سختی ها بـه خـودم می گفتم

” این نیـز بـگذرد ..” هنـوز هـم مـی گویم..

امـا حـال مـی دانـم آنچـه می گذرد

عمـرِ مـن اسـت نـه سختی ها...

ماتیسا سلام عزیزم
سپاس از حضورت
شنبه 18 فروردین 1397 07:32 ق.ظ
‌ایمان داشتن در زندگی
به این معنا نیست
که کشتی‌تان با طوفان
مواجه نخواهد شد
بلکه به این معنا است
که کشتی‌تان هیچ‌گاه
غرق نخواهد شد

سلام...صبح بخیر..
ماتیسا سلام
صبح شما هم بخیر
شنبه 18 فروردین 1397 06:25 ق.ظ


سلام
دوستان مهـربان

امروز لبخند بزن به زیبایی خلقت

لبخندبزن به خودت

لبخندبزن به زندگی دوباره

و شادی وعشق را

به زندگیت دعوت کن

صبحتون بخیر .. ..
ماتیسا سلام داداش
صبح شما هم‌بخیر و شادی
جمعه 17 فروردین 1397 07:03 ب.ظ
سلام آبجی.
حالتون خوبه؟
عروسی عالی بود شکر خدا.
ماتیسا سلام عزیز
خوبم خدا رو شکر
ایشالا که به خیر و سلامتی
جمعه 17 فروردین 1397 02:24 ب.ظ
سلام...
خسته نباشی.
ماتیسا سلام‌
سلامت باشی
جمعه 17 فروردین 1397 02:13 ب.ظ
سلام
دستت درد نکنه...
حالا دیگه من پهلوون پنبه م
اخه اگه من ترسو بودم که نصفه شبا ازوسط جنگل ردنمیشدم برم سر زمینمون بین یه مشت گرازو شال چی ببخشید شغال
ماتیسا ببخشید داداش
واقعا شرمنده
نمیدونم چطور شد که این کامنتت بی جواب تایید شد
البته مطمئنم در جواب شوخی که کردم اومدم تو وب خودت توضیح دادم فقط نمیدونم من خوش حواس چرا همون مطالب رو اینجا ذکر نکردم
و اما جوابی که بهت داده بودم در رابطه با این مزاح خواهرانه
گفتم داداش اولا که شوخی خواهرانه بود در حق داداشش
وگرنه خودم خوب میدونم کسی که مرد و مردونه کمک کار پدر و خانواده شه تو کشاورزی و رسیدگی به امورات زندگی یه پا پهلوونه
اصلا مگه میشه کشاورز باشی و دم از پهلوونی نزنی
خسته نباشی داداش پهلوون خودم

جمعه 17 فروردین 1397 07:01 ق.ظ

بهار که می آید،
دستان باد
بوی شکوفه می دهد
جوانه های
تک درخت باغچه،
با نوازش نسیم
جان می گیرنـد
آرام و آهسته
خدایا،
رویش یک دانه
تمام عظمت تو را فریاد می زند

صبح آدبنه تون بخیر..
ماتیسا سلام داداشم
روز آدینه ی شما هم بخیر
پنجشنبه 16 فروردین 1397 09:02 ق.ظ
در این صبح دل‌انگیز بهاری
این پنجشنبه زیبا
یک فنجان
دعا مهمان من باش

سلام
صبح بخیر صبحی پُر از لبخند خدا
روزتون آرام وشاد
ماتیسا سلام آبجی
روزت بخیر و شادی
ممنون که از یادم نمیبری
چهارشنبه 15 فروردین 1397 04:42 ب.ظ
سلام.روزبخیر.راستی کانال چی داری بذارماهم فیض ببریم .
ماتیسا سلام عمه خانم
سپاس از حضورت
کانال برا فروش محصولات خانگیم زدم
سر فرصت میام و در موردش بیشتر توضیح میدم
چهارشنبه 15 فروردین 1397 04:26 ب.ظ
سلام....
خسته نباشی...
ماتیسا سلامت باشی ....
چهارشنبه 15 فروردین 1397 04:26 ب.ظ
اخ
باز بی نام فرستادم کامنتمو
ماتیسا اشکال نداره
مهم اینه که کامنتت رو شناختم
حواس پرتیت به آبجیت رفته
چهارشنبه 15 فروردین 1397 04:25 ب.ظ
سلام
ازبس کار میکنی...کار نکن اجی جون...کار میکنی خسته میشی دیگه...درمورد روحت چیزی نمیگم اخه من ازروح میترسم
تیمجار که اماده شده ولی تازمانیکه نشا بشه کارزیاده

نه بابا گراز ها بیچاره ها گناه دارن...همین شوپه بریم و نیان کافیه
ماتیسا سلام
اتفاقا کار برا سلامت جسم و روح خیلی هم خوبه
روح نبایست خسته باشه
تا بحال کسی از خستگی جسمی نمرده
بهت نمیلد از روح بترسی
خیال میکردم داداشم پهلووونه
البته شاید از نوع پهلووون پنبه شی
چهارشنبه 15 فروردین 1397 06:50 ق.ظ
ای کریمی
که بخشندة عطایی
و ای حکیمی
که پوشنده خطایی
و ای صمدی
که از ادراک ما جدایی
و ای احدی
که در ذات و صفات بی همتایی
و ای قادری
که خدایی را سزایی
و ای خالقی
که گمراهان را راهنمایی
جان ما را صفای خود ده
و دل ما را هوای خود ده
و چشم ما را ضیای خود ده
و ما را از فضل و کرم خود آن ده
که آن به

مناجات خواجه عبدالله انصار
ماتیسا
سه شنبه 14 فروردین 1397 04:23 ب.ظ
سلاااام ابجی دنیایی عزیز.. با تاخیر روز مرد رو به شما و همسر گرامیتون تبریک میگمممم ...
و ممنونم از این که این پستتون رو به اقایون اختصاص دادید و طرفداری کردید..مرسی از این همه توجهتووون..
ماتیسا سلاااااام داداش
سپاس از تبریکت
منن تبریک میگم خدمت شما این روز عزیز رو
خواهش میکنم داداش قابلتون رو نداشت
سه شنبه 14 فروردین 1397 12:06 ب.ظ
قسمت ارسال پیامهای کانال بانو بسته شده.
ملت چطور سفارش بدن ؟؟؟
ماتیسا آی دی برا تماس مشتری گذاشتم تو کانال
خوب بگرد پیداش میکنی
سه شنبه 14 فروردین 1397 10:50 ق.ظ
تو خونه‌ی شمام قضیه‌ی دیروز این موقع فلان جا بودیم شروع شده؟
ماتیسا خونه ی ما سخت درگیر برگزاری مهمونی برا شام هستیم
فرصت این فکرا رو نداریم
سه شنبه 14 فروردین 1397 08:28 ق.ظ
دنیا شامل بعضیا نمیشه.
بعضیا خودشون یه دنیان!
مثل شما ...
صبح بخیر..
ماتیسا سلام
سپااااااااااااس از محبتتون
سه شنبه 14 فروردین 1397 06:29 ق.ظ
بارالها سرآغاز صبحم
با یاد و نام تو دریچه قلبم را
خالصانه به سوی تومیگشایم
تا نسیم رحمتت به آن بِوَزَد
و نوری از محبت و
عشق تو به قلبم ببارد...

ماتیسا سلام داداش
سپاس از محبتت
دوشنبه 13 فروردین 1397 07:59 ب.ظ
سلام آبجی.
حالتون خوبه؟
تعطیلات خوش گذشته؟
با تاخیر روز مرد رو به آقا رضا تبریک میگم سلامت باشن همیشه.
ماتیسا سلام عزیزم
ببخشید
این چند وقته سرم حسابی شلوغه فرصت نمیشه سر بزنم و سراغتون رو بگیرم
نعطیلات که خیلی خوش گذشت جای شما خالی
ممنون بابت تبریک آبجی
منم به آقا محسن تبریک میگم
دوشنبه 13 فروردین 1397 09:27 ق.ظ
سلام
صبح بخیر
دیروز کامنت گذاشتم بازم که ثبت نکردیحتی اگه نیستی بازم روحت باید بیاد نظر منو ثبت کنه مه ره حالی نوونه

میرم به سازمان ملل شکایت میکنم پرونده تو میبرم شورای امنیت قعطعنامه علیه تو صادر میکنما...
به روسیه و چین هم اجازه نمیدم وتو کنن

درزمان اقای خاتمی اخبار میگفت قطعنامه صادرشده من فک میکردم میگه قتلنامه...

راستی دیروز تیمجار گرفتیم پلاستیک کشیدیم...ایندفعه دیگه خیلی خسته شدم دیشبم شوپه بودم تا مامان گرازه با بچه هاش نیان شیطونی نکنن
ماتیسا سلام داداشم
هم خودم خستم هم روحم
هیچکدوممون حال تایید کامنت نداشتیم داداش
خوشبحالتون تیم جارتون حاظر شده و شم پشت راست بیه برار.

خی مار و وته کاته های دوا اتا تفنگ دلوله که دیگه هوس دشت و تیم جار نکانن
دوشنبه 13 فروردین 1397 06:59 ق.ظ


نمی‌دانم
تو بهاری یا بهاران از توست
هر چه هست
بودنت نوید آرامش است
در جانم شادی می‌آفرینی؛
بی شک خدا
تو را در این فصلِ شکوفه باران
برای احسن الحال من آفریده است...

ماتیسا
یکشنبه 12 فروردین 1397 11:14 ق.ظ
تا جمعه وقت داشتند بمانند هاااا..
ماتیسا گفتم که شوهرش قبول نمیکرد.
یکشنبه 12 فروردین 1397 11:05 ق.ظ
خواهرت بچه مدرسه ای داره که امروز رفتند ؟
تا آخر هفته وقت داشتند بمونند هاااااااااا..
ماتیسا آره
دو تا بچه هاش میرن مدرسه
شوهرجانش قبول نمیکرد بمونه
میگفت بعد از سیزده جاده خیلی شلوغه
یکشنبه 12 فروردین 1397 09:39 ق.ظ
برای رسیدن به موفقیت هیچ راه میانبری وجود ندارد.
باید با تلاش و برنامه ریزی و اشتیاق آن را پیمود...


ماتیسا ممنون از نصیحتت آق مللم
معلم جماعت نصیحت تو خون شونه
یکشنبه 12 فروردین 1397 09:37 ق.ظ
تا کی نت هستی ؟
فاطمه خوابه یا بیرون رفته ؟
از نیم وجبی های مهدیه شون چه خبر ؟
خوبند ؟
ماتیسا والا کار که زیاد دارم
اما در حین کار تو نت هم سرک میکشم
فاطمه خوابه
نیم وجبی های مهدیه خوبن خدا رو شکر و سخت مشغول حکومت کردن هستن
همه تحت اوامر خواسته های این نیم وجبی ها قرار دارن
یکشنبه 12 فروردین 1397 09:23 ق.ظ
سلاااااااااااااااااااااام..
صبحت بخیر..
ماتیسا سلام
صبح شما هم بخیر
یکشنبه 12 فروردین 1397 06:50 ق.ظ
سلام دوستان

لبخندوشادی مهمون دلتون
امروز لبریز باشیم ازمحبت
لبریز باشیم ازخوشبختی
لبریز باشیم اززندگی
روزگارتان پر خنده
و لحظه هایتان ماندنی

ماتیسا سلام داداشم
ممنون از محبتت
شنبه 11 فروردین 1397 07:16 ب.ظ
سلام مه جان خاخر
خار هستی؟
شوهرجان خار هسته؟
این روزو به شوهرجان تبریک میگم و البته به توام که مثه یه مرد سختیها رو کنارش تحمل کردی و مثه یه شیرزن در پشتش بودی هم تبریک میگم
امیدوارم در سلامت و آرامش و خوشبختی باشین
متن جذاب و عالی و مفیدی بود
ماتیسا سلام جان برار سید گرامی
سپاس از لطف و محبتت داداشم
روز مرد بر شما هم مبارک
شنبه 11 فروردین 1397 05:34 ب.ظ
ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﻓﯿﻠﻤﯽ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﺍﻣﭙﺮﺍﻃﻮﺭ ﭼﯿﻦ
ﻣﯿﺪﯾﺪ .....
.
ﻓﯿﻠﻢ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ ﺭﻭ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻣﻨﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ ﻣﺜﻞ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﭙﺮﺍﻃﻮﺭ
ﻫﻔﺖ ﺗﺎ ﺯﻥ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ .....
ﯾﮑﯽ ﺁﺷﭙﺰﯼ ﮐﻨﻪ .....
ﯾﮑﯽ ﻟﺒﺎﺳﺎﻣﻮ ﺑﺸﻮﺭﻩ .....
ﯾﮑﯽ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﻨﻪ .....
ﯾﮑﯽ ﺑﺮﺍﻡ ﺁﻭﺍﺯ ﺑﺨﻮﻧﻪ .....
ﯾﮑﯽ ﻣﻨﻮ ﺑﺒﺮﻩ ﺣﻤﺎﻡ .....
ﯾﮑﯽ ﺷﺒﺎ ﺑﺮﺍﻡ ﻗﺼﻪ ﺑﮕﻪ .....
ﯾﮑﯽ ﻫﻢ ﻣﺸﺖ ﻭ ﻣﺎﻟﻢ ﺑﺪﻩ .....
.
ﻣﺎﺩﺭ ﭘﺮﺳﯿﺪ:
ﺧﻮﺏ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﻐﻠﺖ ﺑﺨﻮﺍﺑﻪ؟
.
ﭘﺴﺮ ﮔﻔﺖ:
ﻧﻪ. ﻣﻦ ﺗﻮﺭﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ . ﺗﻮ ﺑﻐﻠﻢ ﺑﺨﻮﺍﺏ.
.
ﭼﺸﻤﺎﻥ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﺷﮏ ﺷﺪ . ﭘﺴﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﻐﻞ ﮐﺮﺩ ﻭ
ﺑﻮﺳﯿﺪ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺴﺮﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﺧﻮﺏ ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﺯﻧﺎﺕ ﮐﺠﺎ ﺑﺨﻮﺍﺑﻦ؟
.
ﭘﺴﺮ ﮔﻔﺖ:
ﺑﺮﻥ ﭘﯿﺶ ﺑﺎﺑﺎ ﺑﺨﻮﺍﺑﻦ .....
.
ﺍﯾﻨﺒﺎﺭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﭘﺪﺭ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﺷﮏ ﺷﺪ ﻭ ﭘﺴﺮﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ
ﺁﻏﻮﺵ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺭﺍﺿﯿﻢ ﺍﺯﺕ ﺑﺎﺑﺎﯾﯽ ...

روز مرد مبارک
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
ماتیسا باز خوب بود نخواست مثل پادشاهان ایرانی حرمسرا داشته باشه و فقط به ۷ تا زن رضایت داشت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30